به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، ابراهیم سحرخیز، معاون پیشین وزارت آموزش و پرورش در گفت و گو با رکنا گفت: بودجه ۴۷۵ هزار میلیاردی آموزش و پرورش در سال جاری به رغم رشد به ظاهر ۶۷٫۸۳ درصدی، نتوانست سهم خود از بودجه عمومی دولت را حتی به ۹ درصد برساند که با دلار ۱۱۴ هزار تومانی باید گفت شاید ایران تنها کشوری باشد که با اختصاص تنها ۴ میلیارد دلار به یک جمعیت دانش آموزی ۱۶ تا ۱۷ میلیونی، به قصور در سرمایه گذاری روی انسان ها، یعنی آموزش و پرورش متهم است. درحالی که کوچکترین کشور منطقه مثل قطر، سالانه چیزی بیش از ۱۰ میلیارد دلار خرج آموزش می کند. سیاست گذاران و بودجه ریزان دولتی در ایران سعی دارند تا با ترفندهای مختلف در تقسیم و تسهیم نیازهای مالی آموزش و پرورش بین دولت و بخش غیردولتی، قدرالسهم دولت سال به سال، کمتر و کم تر شود.
وی گفت: آخرین بررسیها نشان می دهد به طور متوسط چیزی بین ۴۰ تا ۴۵ درصد هزینه های آموزشی را از کمک های اجباری به مدارس دولتی گرفته تا خرید کتاب های درسی و کمک درسی، هزینه های مربوط به کلاس های جبرانی و آموزش های انفرادی، آمادگی برای آزمون مدارس خاص، کنکور و… را مردم از جیب کوچک و محقر خود می پردازند؛ اما دولتمردان به همین میزان نیز خشنود نبوده و نیستند.
معاون پیشین وزارت آموزش و پرورش تاکید کرد: جالب است بدانید سهم واقعی مردم از اقتصاد، حتی به ۱۲ درصد هم نمی رسد؛ اما گذشته از مشارکت ۴۰ تا ۴۵ درصدی مردم در تامین هزینه های آموزشی، سهم مدارس غیردولتی، امروز به چیزی فراتر از ۱۵ درصد رسیده؛ اما این جماعت باز هم به آن راضی نیستند. یکی از بهترین مطالعات انجام شده در اهمیت آموزش و نقش آن در توسعه کشور، مطالعه ای است که در سال ۱۳۸۱ در مرکز آمار ایران انجام شده است. این مرکز با اندازه گیری ارزش افزوده بخش ها، در نوزده بخش و زیربخش به این داده ها رسیده است که بیش ترین ارزش افزوده با ۱۵۹۸ درصد به معدن تعلق داشته و مکان دوم و چهارم به ترتیب با ۶۵۸ و ۴۲۳ درصد به آموزش های ابتدایی و متوسطه عمومی تعلق دارد و آموزش عالی و دانشگاه ها تنها با ۱۷۳ درصد در مکان دهم قرار داشت.
ابراهیم سحرخیز در ادامه افزود: شوربختانه سیاست گذاران و مدیران جامعه وقتی نوبت به آموزش و پرورش یا آموزگاران که می رسد، هزار عذر و بهانه می تراشند که پول نیست و منابع دولتی محدود است باید مردم میدان داری کنند. بیچاره مردمی که باید تورم آوار شده از سوی انواعی از بانک ها و موسسات مالی را به جان خریده، همزمان بخش معناداری از هزینه های مربوط به آموزش و پرورش را نیز بر دوش بکشند.
معاون پیشین وزارت آموزش و پرورش گفت: رئیس جمهور کشور به صراحت اعتراف می کند که حاضر است از فرط نبود کارایی و اثربخشی در ادارات و سازمان های فربه شده دولتی یا انواعی از بانک های تورم ساز، ساعات کاری آنها را به دو ساعت در روز تقلیل داده، بودجه هنگفت خیلی از دستگاه های فرهنگی بی خاصیت را قطع کند اما وقتی پای تصویب و تنظیم بودجه سالانه که به میان می آید، تنها قربانی که چون مرغ عزا و عروسی سرش بریده می شود آموزش و پرورش است. چگونه توقع دارید در گران ترین شهر ایران و شاید جهان یعنی تهران با متوسط هزینه زندگی ۵۵ میلیونی، دریافتی یک معلم چیزی کمتر از ۱۶ تا ۱۹ میلیون باشد؟ آنکه قرار است به این آموزش و پرورش نشاط و بالندگی ببخشد یعنی معلم، اندر خم معیشت خود مانده است.
source