به گزارش گروه اجتماعی رکنا، زهرا شعبانی، مادر طاها حسینی، درباره گم شدن و پیدا شدن فرزند ۹ ساله‌اش که مبتلا به اوتیسم است، به خبرنگار رکنا گفت: دیروز، حدوداً ساعت 5 عصر  طاها ناگهان با شدت به شیشه اتاق خواب ضربه زد. ضربه آن‌قدر محکم بود که شیشه شکست و خون از پیشانی‌اش جاری شد. خیلی ترسیدم. وقتی سر او را چک کردم، متوجه شکاف عمیقی روی سرش شدم. باد شدیدی می‌وزید، به پسر بزرگ‌ترم گفتم با چسب ۵ سانتی شیشه را موقتاً ببندد تا از خطرات بیشتر جلوگیری کنیم. در همین هنگام، با دستمال کاغذی جلوی خونریزی سر طاها را گرفتم و سریع آماده‌اش کردم تا او را به درمانگاه ببریم. اما او تمایلی به آمدن نداشت و مقاومت می‌کرد.

 خروج از خانه و گم شدن طاها

مادر طاها در ادامه گفت : ما در طبقه نهم زندگی می‌کنیم.  من طاها را آماده کردم. به سمت آسانسور رفتیم. اما طاها ناگهان از پله‌ها پایین دوید و از دست ما فرار کرد. ما سریع دنبالش رفتیم، اما دیگر او را پیدا نکردیم. ( کلا طاها سوار آسانسور نمی شود)

 آغاز جست‌وجو

نگران شدم و به همسرم زنگ زدم. گفتم طاها گم شده است و ما باید دنبالش بگردیم. به دژبانی شهرک زنگ زدم و خواهش کردم که اجازه ندهند از درهای خروجی خارج شود. شهرک ما بزرگ است و سه در ورودی و خروجی دارد. با این حال، هر چه بیشتر می‌گشتیم، خبری از طاها نبود. هوا تاریک شده بود و من وحشت کرده بودم.

تماس با پلیس

مادر طاها گفت: به ۱۱۰ زنگ زدم و گزارش گم شدن طاها را اعلام کرد. (حدود ساعت 9 شب ) در همان هنگام، به دیگر اعضای خانواده نیز اطلاع دادم. خیابان‌ها بسیار خلوت بود، احتمالاً به دلیل پخش فوتبال. همه شهرک برای پیدا کردن طاها بسیج شدند.  همسایه‌ها با نور موبایل به جست‌وجوی او پرداختند. من به کلانتری افسریه رفتم و از آن‌ها درخواست کمک کردم. گفتم طاها اوتیسم دارد ، سرش دارد خون می آید، ممکن است جایی بیهوش شده باشد. از آن‌ها درخواست سگ زنده‌یاب کردم، اما آن‌ها گفتند که ما سگ جستجوگر نداریم!

 ورود سگ‌های زنده‌یاب

نهایتاً ساعت ۴:۳۰ صبح، ارتش دو سگ زنده‌یاب به همراه نیروهایی برای کمک به ما فرستاد. سگ‌ها از طبقه نهم شروع به بو کشیدن کردند و تمام محوطه اطراف را گشتند، اما باز هم اثری از طاها پیدا نشد.

مشکلات اداری و بی‌نظمی در سیستم پلیس

ساعت ۸ صبح به آگاهی مرکز در انتهای خیابان وحدت اسلامی مراجعه کردم، اما به من گفتند که هیچ گزارشی از کلانتری افسریه درباره گم شدن کودک من در سیستم ثبت نشده است! شوکه شدم. همسایه‌ام که شب قبل در کلانتری افسریه حاضر شده بود، کد ثبت‌شده را از آنجا گرفت و برایم فرستاد. وقتی کد را به آگاهی ارائه دادم، تازه متوجه شدند که گزارش گم شدن کودک وجود دارد.

 خبر پیدا شدن طاها

ساعت حدود ۱۲ ظهر امروز بود که از انجمن اوتیسم با من تماس گرفتند و گفتند که کودکی با مشخصات طاها در کلانتری بهارستان پیدا شده است. وقتی عکسی که برایم ارسال کرده بودند را باز کردم، دیدم که این طاهاست! شروع به جیغ زدن از خوشحالی کردم. بلافاصله به سمت کلانتری بهارستان رفتیم.

 پرس‌وجو درباره مسیر حرکت طاها و تعجب مادر

مادر طاها اینگونه توضیح داد: وقتی رسیدیم، از آن‌ها پرسیدم که طاها کجا و چطور پیدا شده است. گفتند او را در میدان امام حسین(ع) یافته‌اند. سوال بزرگی که هنوز برایم بی‌جواب مانده این است که طاها چگونه از شهرک ما به میدان امام حسین(ع) رفته است؟! مسیر خانه ما با آنجا بسیار فاصله دارد و منطقی نیست که خودش آن مسیر را طی کرده باشد. او شهرک را کاملاً می‌شناسد و اگر هم گم می‌شد، به خانه برمی‌گشت. آن شب آن‌قدر هوا سرد بود که هر طور شده خودش به خانه می‌آمد. چطور ممکن است که تا صبح در خیابان‌ها سرگردان باشد، هیچ راننده‌ای او را نبیند، و سر از میدان امام حسین(ع) دربیاورد؟ اتوبوس‌ها نیز او را سوار نمی‌کنند. آیا کسی او را سوار یک ماشین کرده است؟ آیا اتفاقی برای او افتاده که نمی‌تواند درباره‌اش صحبت کند؟

 وضعیت طاها پس از پیدا شدن

مادر طاها در ادامه گفت: وقتی طاها را پیدا کردیم، او از شدت خستگی و بی‌خوابی در کلانتری به خواب رفته بود. چیزی نمی‌گفت و هیچ توضیحی نمی‌داد. معلوم نیست که در این چند ساعت دقیقاً چه اتفاقی برایش افتاده است. اما چیزی که مرا بیش از همه آزار می‌دهد، این است که چرا سیستم پلیس این‌قدر ناکارآمد بود؟ از ساعت‌ها قبل گزارش گم شدن او را داده بودم، اما تا صبح هیچ خبری به ما ندادند. چرا وقتی طاها را پیدا کردند، بلافاصله به ما اطلاع ندادند؟ ما شب تا صبح در خیابان‌ها به دنبال او بودیم، در حالی که او در کلانتری بهارستان حضور داشت!

source

توسط salamatsun.ir